تبليغاتX
من او

علم یا ثروت؟؟

گروهی که تعدادشان کم هم نیست از دیرباز براین باورند که پاسخ به این سوال به مانند پاسخ به سوالات اساسی  بشر _ چیستی دنیا؟ هدف زندگی؟ _ می تواند زندگی انسان را کن فیکون کند یا به قول ادبی تر او رابه بلندای عزت برساند یا به حضیض ذلت بکشاند... مهم بودن این مطلب مارا برآن داشت تا با تحقیقی جامع و با مرور تجربیات گذشتگان و شخصیت های موفق به فضل خدا بتوانیم  باپاسخ مناسب خیر دنیوی واخروی را برای خودمان ودیگردوستان به ارمغان بیاوریم...و همچنین به توصیه شاعر که می فرماید:

عمر گران میگذرد خواهی نخواهی                        سعی بر آن کن نرود رو به تباهی ...

نیز جامه عمل بپوشانیم!

نمونه های مورد مطالعه ی خارجی:

رالف لارن : مدیر عامل یکی از بزرگترین شرکتهای طراحی مد و صنعت لباس، پولو، شرکت خود را در سال ۱۹۷۶ تاسیس کرد و کمی بعد به امپراطوری بزرگی در صنعت لباس تبدیل شد. . وی تنها مدرک دیپلم دبیرستانش را در اختیار دارد، اما در عین حال مدیریت یکی از موفق ترین شرکتهای مد جهان با ارزشی ۱۱٫۹ میلیارد دلاری به عهده او است

مارک زاکربرگ :
پس از قبول شدن در دانشگاه هاروارد زاکربرگ برنامه ای به نام “فیس مش” را نوشت که در آن تصاویر دانشجویان نمایش داده می شد و دیگران می توانستند به این عکسها رای بدهند.  زاکربرگ پیش از فارغ التحصیلی از هاروارد دانشگاه را ترک کرد
ارزش شرکت این مدیر عامل جوان به تازگی ۱۰۰ میلیارد دلار تخمین زده شده است، و شرکتش را بیش از ۵۰۰ میلیون نفر در سرتاسر جهان می شناسند: فیس بوک.

بیل گیتس گیتس در سال ۱۹۷۳ در دانشگاه هاروارد مشغول به تحصیل شد،گیتس در سال دوم هاروارد را رها کرد و به همراه آلن همه تلاش خود را به تاسیس شرکتی که مایکرو-سافت نامیده می شد معطوف کرد.

استیو جابز : مالک با ارزشترین شرکت جهان، با ارزش سهام ۳۶۲٫۴ میلیارد دلار، در نوجوانی دانشگاه را به خاطر علاقه مفرطش به رایانه ها ترک کرد. بیل هلوِت ، مدیر HP قطعات مورد نیاز را در اختیار جابز قرار داد و در تابستان او را برای کار در خط مونتاژ شرکتش استخدام کرد. در این دوره جابز پس از ترک کردن کالیفرنیا برکلی، با استفان وزنیاک دوست شد، فردی که پس از دبیرستان وارد کالج “رید” شد اما آن را ترک کرد.


چون ما از آن دست آدم هایی نیستیم که فقط با مطالعه ی نمونه های خارجی برای سوالی به این مهمی نسخه ای بومی ببپیچیم  به مطالعه ی نمونه های بومی  پرداختیم...

مطالعه ی نمونه های بومی :

محسن یگانه دانشجوی رشته مهندسی صنایع گرایش تولید صنعتی،اما بعد از گذراندن شش ترم به علت مشغولیت زیاد در دنیای موسیقی از ...ادامه تحصیل منصرف شد وبعد "سکوت قلبتو بشکن" رو خوندوشد این...

درمورد حامد بهداد همین نکته بس که  که او در کلاس سوم راهنمایی سه بار مردود شده است. ومعلوم نیست به چه مشقتی توانسته لیسانس بازیگری از دانشگاه آزاد بگیرد...

درمورد فوتبالیست ها هم دیگه فکر کنم نیازی به توضیحی نباشد..

از این ها که بگذریم همین رفیق ها ی دوره ی دبیرستان که با نیومدن به دانشگاه به کجا که نرسیدن و ما هم هنوز  اندر خم بدست آوردن تعداد سینی ها ی ایده آل یم  . هی روزگار...

نتیجه گیری:

فکر کنم همگی در این نتیجه گیری متفق القول باشیم که  هیچ رابطه مستقیمی بین درس خواندن وثروتمند شدن وجود ندارد وانتخاب یکی صد در صدبه منزله ی نفی دیگری است ...

 تصمیم اکبر:

هرچند بر آن باوریم که با ادامه تحصیل دچار خبط بزرگی شدیم ولی به قول آقوی همساده "اگر زحکمت ببندد دری زرحمت گشاید در دیگری " دراین مجال باقی مانده به استناد این جمله ی حکمیانه که" جلوی ضرر را از هرکجا که بگیری سوده" هرچند همه شرایط برای ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر فراهم است عطای ادامه تحصیل را به لقایش می بخشیم ...باشد که ثروتمند شویم_ ان شاءا..._

 توضیحات:

این نوشته دغدغه مشترک!! "من او" و "د" از هیئت تحریریه ی خودمون چهارتا می باشد که به صورت مشترک در دو وبلاگ به ثبت می رسد





افزونه1

قابل توجه "اون" ایی که می خوان زن بگیرن ولی هنوز فکر ادامه تحصیلن !!  زاکربرگ درس ومدرسه روکه رهاکرد به امون خدا، وضعش خوب شد رفت زن گرفت...   حالا بازم برید ادامه تحصیل بدید...


افزونه 2

 پشیمونی فایده نداره دیگه!!!

اشکهای بی ارزش!!!

            


افزونه 3

نتیجه سه دور مذاکرات هسته ای آقای جلیلی با خانم اشتون، هرچه که باشد؛ با این سیر تحول که در این خانم مشهود است، به نظر می رسد تا یکی،دو دور آینده اگر به دین مبین اسلام مشرف نشوند، حداقل محجبه خواهند شد!


برچسب‌ها: علم, ثروت
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 12:55 توسط sam |

کشور سعودی در هفت پرده...


پرده ی اول:

هنگام ورود به فرودگاه ریخت و قیافه ی پشتِ باجه نشین ها با کراوات ،به شدت تو ذوق می زنه . به این میگن بدترین نوع استفاده از "درازآویز زینتی".. یکی نیس بهشون بگه لباس های اندازه ی خودتون بپوشین کافیه،کراوات پیش کش...

پرده ی دوم:

کمتر ماشینی در شهر رویت می شه که از تصادف ضربه نخورده باشه .. دیدن این صحنه ها آدم و متقاعد می  کنه که حکام سعودی در مجوز ندادن به رانندگی زن ها در عربستان بهترین تصمیم ممکن را گرفته ن.. _اگه رانندگی مردهامون اینطوره وای به حال زن هامون _( این جمله رو ملک عبدا... به خودش گفته و بعد یه یا علی گفته و قانون و تصویب کرده)

پرده ی سوم:

فکرشو کن تو شهر سوار تاکسی شدی راننده بدون مقدمه بگه مسئولین کشورتون به فکر تون نیستن پول هاتون رو خرج سوریه و الحوثی های یمن می کنن. مسئولین قبلیتون بهتر بودن... چون تو حالت تقیه بودم تو دلم گفتم برادر خیرخواه عرب عامیانش میشه سوسمار خور دیگه همین مونده بود تو واسه ما تعیین تکلیف کنی!!!

تذکر: هنگامی که از حالت تقیه اومدین بیرون دیدین بحث داره به جاهای باریک می کشه گفتن جمله ی "تفاوت قلیل.  ان المسلمون  اخوه " به مانند آب روی آتش عمل می کنه...


پرده چهارم:

تقریبا با هر مردی که روبرو شدیم و محض فوضولی در مورد تعداد زن ها ازش سوال کردیم بیش از 2تارو جواب شنیدیم .. واقعا که اعراب به نیکویی سنت گذشتگانشون رو زنده نگاه داشته ان...

فکر کنم اینا این جملات رو زیاد جدی گرفتن"از کسی که دوستش داری ساده دست نکش. شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی" ودر عوض بی خیال این مصرع شدن که " شر ط عاشق نباشد با یک دل دودلبر داشتن" و شاید هم اینطوری جواب بدن این مصرع رو که "یک بار تو هم عشق من از عقل نیندیش...بگذار دل حل کند این مسئله هارا"

                                                 

راست هم میگن به "من او" چه؟؟این زن راضی اون یکی هم  راضی ... پول هم که هست .. عشق هم که فوران می کنه .. واقعا که در این موارد عشقی ،باید بی خیال عقل شد.خودم (ع).

پرده ی پنجم:

یکی دیگر از چیزهایی که به شدت جلب توجه می کنه مغازه های بزرگ  طلا  فروشی ِ. هرکدومش کلی  نفر کارگر داره ... البته با وجود رونق ازدواج در این کشور حتما می صرفه براشون..

یه نکته مهم دیگه  این که: یه شب که تنی چند از دوستان برای  یه مورد  اسپیشالی ! دنبال کیک تولد می گشتن با Error قنادی ها مواجه شدن مثه این که این واژه براشون تعریف نشده بوده... البته  منطقی هم می یاد فکرشو کن پدر خانواده 4 تا زن داشته باشه از هرکدومش حتما چند تا فرزند می خواد دیگه .بعد مجبور میشه  همه ی سال و جشن تولد بگیره که خرجی است کمرشکن!!!

پرده ی ششم:

من هر چه نگاه کردم تو حرم یه نظافتچی عربستانی پیدا کنم موفق نشدم... شاید هم بوده من متوجه نشدم

پرده ی آخر :

برای "من او " که غربت امامان شیعه رو تو بقیع دیده خیلی سخت بود که محض ورود بشنوه  یه خواننده ی  مزخرفی مثه شاهین نجفی  بخواد تو آهنگ های درپیتش به ائمه توهین کنه ... البته از کسی  که در مورد اون حرکت گ.ف نامه می نویسه با این شروع  که " به گلی که شیفته کرد مارو..." بیشتر از این توقع نیست ...

                        

قانون مجازات اسلامي :
ماده 513 - هركس به مقدسات اسلام و يا هر يك از انبياء عظام يا ائمه طاهرين (ع) يا حضرت صديقه طاهره(س) اهانت نمايد اگر مشمول حكم ساب النبي باشداعدام مي شود.

امام خمینی(ره):هر که به رسول خدا اهانت کند، هر که به ائمه خدا اهانت کند
واجب القتل است.بيانات امام در جمع وعاظ و روحانيون تهران، صحيفه نور، ج8، ص66.

 اینم جواب علی رضا قزوه http://ghazveh.blogfa.com/post-369.aspx



   یادمان باشد :

                                  از مادرمان تشکرکنیم 


            


   افزونه 1:

        

                               

 افزونه 2:

دست هایت... 

     افزونه 3:

پلاسٍ وارده :

خيلی مهم است كه يك نفر ، فقط يك نفر ...." كمی مكث كرد . انگار بغض راه گلويش را گرفت ، اما زود به خودش مسلط شد . " ... يك نفر توی دنيا آدم را از ته دل دوست داشته باشد . می‌فهمی؟ حتی اگر بد دوست داشته باشد يعنی از طرز دوست داشتنش خوشت نيايد...     همه افق/فریبا وفی/نشر چشمه


افزونه4:

یا به اندازه آرزوهـــــــایتان تلاش کنید،
یا به اندازه تلاشـــــــتان آرزو ...

                          


یادآوری:

چراغی که به منزل رواست به مسجد حرام است .همین

                               



برچسب‌ها: هفت پرده
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 17:55 توسط sam |

 

   میون این همه
نوشته های مجازی
دل مان برای
طعم ِ یک سطر
دست خط واقعی
تنگ شده است !!!

      جمع ش کن بینیم با!!

             

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 16:9 توسط sam

 

 سالي كه نكوست از بهارش پيداست...  اوضاع قاراش ميشه. عاقبتشو ختم به خير كنه خدا!!!

چون "من او" تورفت وآمدِ!!! سرش با دنياي واقعي گرم شده ازمجازي عذر مي خواد!!!

 

صرفا برای تنوع..

 بغض نکن !غم چشات داره بیچارم می کنه!!من میخوام که چشم تو زلال وآفتابی باشه !!!

 تو چشات که اشک میاد یه جورایی دیوونه میشم !!!! صد هزارآبادی هم باشه یه ویرونه میشم!!!!!

تعطیلات دیگه! خواه یاناخواه مسیرش کج میشه می یاد اینوری... سخت بهش نگیرین!!

                                     دل هرجور راحتی!!!

 

افزونه۱

تازگي فهميدم علافي(الافی!!؟؟) و لاقيدي چه حالي مي ده!!

 به قول شاعر " جه حالي مي ده علافي.."

البته ناگفته نماند اين رويه برگرفته ازفرهنگ كهن ماست..زنده باد فرهنگ شيرازي!!!

 

افزونه۲

نمی دونم این چه عادتیه که ماماناتو قایم کردن آجیل دارن  الان که داره تعطیلات تموم میشه ماداریم تازه به کشفیات جدیدمی رسیم...

 توجه: مادیگه بزرگ شدیم ناسلامتی ۲۲سالمونه...

افزونه ۳

 یادم باشد دفعه ی بعدی  اجازه بگیرم برای پست زدن

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 21:14 توسط sam |


    میراندا، دلستر و تو  

  از همون اوایل نوجوونی هروقت دل به نشاطی مون به خطر می افتاد دل به چیزی می دادیم بلکه کمی آروم شیم. در باب عشق های دوران نوجوونی همین بس که، تیم فوتبال دبیرستانمون به افتخار حضور من که
 دائم المیرندا بودم تیم میراندا نامیده شد و همین چند ماه پیش یکی ازدوستان دوران دبیرستان زنگ زده میگه خیال کردی فقط خودت می تونی شبی چند تا میرندا بخوری من امشب چندین تا خوردم، براش توضیح دادم هر عشقی یه زمانی داره وگفتم که این عشق سوزان علت اصلی مبتلا شدنم به سنگ کلیه بود وبعد از کمی فکر تصمیم گرفتم با تحمل کمی درد فراق بزارمش کنار... تازه وقتی دل از "میرندا" گرفتم چشمم به "دلستر" باز شد. شاید از دوستان ِ دانشگاهی کسی نباشد که از این عشق سوزان ما بی اطلاع باشد، و اگر توفیق رفیق ش شده باشد وبه اتاق "من او" اینا اومده باشد لابد از دیدن انبوه بطری های دلستر هاج و واج مونده  البته تا سال ِ پیش... اینا رو گفتم که بگم یاد گرفتم در این وانفسای چندین روزه به چیزی دل ببندم که توان دل کندن ار آن را داشته باشم .

و اما تو....

آدم که بزرگ میشه دلبستگی هاش هم بزرگ میشه..(تو) از دلستر و میرندا بزرگتر بودی، مهم تر این که
نفس بودی نه یک هوس ... اما لیاقت موندن و نداشتی حتی از دلستر و میراندا هم جذبه ت کمتر بود... چند  صباحی نگذشت تموم شدی ... " من او" در این مورد بیشتر از همه ی دلبستگی هاش انعطاف نشون داد هرچند یاد گرفته بود شادی هاش و به هیچ چیز و هیچ کس متصل نکنه اما از این خط قرمز هم گذشت بگذریم

بهر حال
                     "خوب شد که فهمیدم زود، کلن عشق ها تو و قبل از تو سوء تفاهم بود"

 الان تازه این چند روزه فهمیدم که
                                         
                                             " زندگی بی تو پر از عشق وحاله "



افزونه 1:

  بیا تا یادم نرفته پرانتزت () روبردارم

                            (     تو  )
الان آزادی!!! می تونی بری خودتو بدبخت کنی
...

افزونه 2:


بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان این است که
نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشد
نه شعور لازم برای خاموش ماندن! (اشاره به شخص خاصی نیس)

       
     



افزونه 3:


     اگر همه برای غربتت گریه می کردند، اسرائیل را با سیل اشکمان به جهنم میبردیم. 

                                                                     
                                                                                
 

   افزونه 4:

    فقطـــ به مقصد فکر نکنید...                            از مسیر هم لذتـــــــــــــ ببرید !


 
   



یه چند هفته ای "من او" سرش شلوغه، وقت نداره بیاد دنیای مجازی پس:

             سال نو همگی جدید

راستی بالاخره فهمیدم چرا حافظ شیرازی !!!به جای مسجد به میخونه می رفته خداروشکر قبل از این که سال تمومشه به این مهم پی بردم...

  

     

                       


برچسب‌ها: میراندا, دلستر, تو
+ نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 10:44 توسط sam |


       جیگر...

      "من او" چون نمی خواد در پایان  گناه بی عشقی بیفته گردنش  با کمی اغماض و باسو ء

استفاده از اوضاع ِ شیرتو شیرِ موجود  "تو" رو قاطی آدم ها حساب می کنه،و براساس این اصل که            

       "بنی آدم اعضای  یکدیگرند"         


تو همین ساعت و ثانیه رسما "تو "رو جیگر خودش اعلام می کنه ...



افزونه 1

کاش یه چیزه دیگه از خدا خواسته بودیم . می دونستم خیلی هوامو داره ولی نه دیگه  تا این حد ...

علاوه بر این در سطح کشورم اونایی که "من او" ازشون حمایت کرد !!!!!

مثه  این که رای آوردن از جمله بوشهر ...!!!

  تو شهرستان "من او" اینا :

کاندیدایی که من او می خواست رای بیاره 64026

کاندیدایی که من او نمی خواست رای بیاره 36463

نکته :

اصولا فرق ما با آدمهای!!!دیگه اینه که، اونایی روکه نمی خوایم با رای به زیر می کشیم،کاملا دموکراتیک..

  نه با هو  و جنجال و اختشاش !!!!


افزونه 2:

 جدی جدی ماهم جگر دار شدیم رفت پی کارش !!!


افزونه 3:

*باشه خوب ِ من از کنارت ساده میرم...*

قدرمو ميدوني يه روز . يادم میفتي شب و روز
صدام تو گوشت ميپيچه . مثل يه آه سينه سوز
حسرت يك لحظه نگام . دلتنگ ميشي بدجور برام
اون روزها دور نيست به خدا . حتی به خوابت نميام


افزونه 3

هی جیگر!!!  می دونی که "من او" الفبا نویس ِ

ولی برای از "تو " گفتن دیگر کفایت نمی کند، کلمات

    باید کمی رقص  یاد بگیرم ...


افزونه 4

جاي هيچکس را هيچکســــــِ ديگر نميتواند پر کند... "جدی میگم"

       

 

افزونه 5

مثه این که " من او" حالا حالا ها بایدخواب ِ حج و ببینه ... پیر شدیم و کسی بهمون نگفت حاجی!!


 

 


  افزونه 6:

 
تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته
جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخت خوشبخته
جهانی که تو اون، پول و نژاد و قدرت ارزش نیست

                          

افزونه 7:

یه پیشنهاد برای اونایی که می خوان یه فیلم ایرانیه خوب ببینند ..."من او" این فیلم و دوست داشت ...


  


اینم یه دیالوگ از صابر ابر که " من او" کلی باشخصیتش  تو این فیلم هم ذات پنداری کرد:

" مامان میدونی چطوری از این همه بدبختی خلاص میشیم؟ یه شب یه شام درست و حسابی درست کن بخوریم، بعد من میرم درز همه در و پنجره ها رو می بندم، بعد یکیمون میره شیر گازو باز میکنه و میخوابیم ... فردا صبح که پا شدیم همه غم و غصه هامون یادمون رفته!"

افزونه 8

سیمین دانشور درسن 90سالگی درگذشت ..

اودر سال 1329با جلال آل احمد ازدواج کرد پدر آل احمد  که روحانی اسم ورسم داری بود با این ازدواج، ازدواج با زن مکشوفه ، مخالف بوده. روز عقدکنان از تهران به قم می‌رود و ده سال به خانه پسر پا نمی‌گذارد. والبته بعدن این ازدواج را می پذیرد

                   

اینم یه نامه از سیمین دانشور به جلال موقعی که برای تحصیل به خارج از کشور  رفته بود ..

جلال عزیزم، قربانت گردم. رفتم و از سخت جانی های خود سخت شرمنده ام. بی تو یک دم زیستن شرط وفاداری نبود. وقتی از تو جدا شدم همانطور که پیش بینی می کردم، مثل جفت مرغان مهاجر چندان اندوهی فرا گرفتم که از گریه نتوانستم خودداری کنم. در طیّـاره با وجود متلک های این و آن که آمریکا رفتن گریه ندارد و غیره، باز تا مدتی، یعنی تا وقتی از مرز ایران دور شدیم، گریه می کردم و هرچه می کوشیدم خود را آرام بکنم نمی توانستم. اکنون که این کاغذ را می نویسم کمی آرام شده ام و رضا به داده ،داده ام. باری، خود کرده را تدبیر نیست

فقط جلال عزیز، اگر تو بودی، دیگر هیچ غصه ای نداشتم و باور کن که با وجود تمام این تشریفات انگار یک خاری در گلویم نشسته است. زن مهماندار که اشک های مرا دید پرسید از معشوقت جدا شده ای؟ بقیه را از رم برایت خواهم نوشت و اگر زنده ماندیم و به لندن رسیدیم کاغذ را از لندن برایت پست خواهم کرد. اکنون الوداع.

 


برچسب‌ها: جیگر
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 15:53 توسط sam |


  هیچ وقتِ خدا نخواستم ادای آدم های شبه روشنفکر ودر بیارم و اطوارشون رو تقلید کنم . واز این آدم هایی که فقط کارشون غُر زدن ِو ژست گرفتن هاشون شبیه آدم های حق به جانبِ تا تونستم دوری کردم. این که نمیشه، آدم همش دیگران رو مقصر بدونه و خودشو هیچ گاه ودر قبال هیچ چیز مسئول ندونه، تازه شم وقتی هم که مجبور میشه با جماعت هم رنگ بشه با گفتن این جمله ی اون شخصیت کارتونیه " من می دونم شما موفق نمی شید" شیرینی این باهم بودن و به کام خودشو و دیگران تلخ که می کنه هیچ، همه رو هم به این نتیجه می رسونه که بودن یا نبودن شون هیچ توفیری نمی کنه .
اینا رو گفتم که بگم خوب و بد این سرزمین بعد سال ها افتاده، دست خودمون. درستش اینه که ماها هم به این مرارت های تاریخی کشیده شده برای این مهم، حداقلش! احترام بزاریم . وحالا که خواستن خودمون کسی رو که می خوایم واسمون قانون بنویسه انتخاب کنیم ادای آدم هایی که اون بالا گفتم ودر نیاریم ..

من رای می دهم ..


                                  


و اما بعد ...

 اگه بخوایم به صورت "من او" یی یه نگاه به وضعیت کلی انتخابات بیندازیم اینجوریایست که:

احزاب وگروه های مطرح
این روزا هرکی یه جوری می خواد دیگری مقصر نشون بده و خودشو بهتر تر نشون بده  یکی میادمیگه کل مشکل مملکت زیر سر ِ دولته پس ما "صدای ملت"یم.. یکی میاد میگه این که نمیشه حالا که مملکت افتاده دست ما نباید بزاریم دیگه دست به دست شه پس زنده باد" جبهه ی متحد".. اون یکی میادمیگه این که تو فتنه سکوت کرد و اون یکی هم دیر حرف زد اون یکی هم که منحرفه  فقط ما پایدار موندیم پس زنده باد"پایداری" بعضی هاهم که هنوز نمی دونن چه کاره ان این وسط. بزرگتر شون که هنوز دوبه شکِ و معلوم نیس موضعش چیه ولی کماکان برای خالی نبودن عریضه یکی به نعل می کوبه و یکی میخ. ولی این دلیل نمیشه که اونا میدونو خالی کنن چون خوب می دونن اگه این مجلس هم رفت دیگه رفته ها ! پس می گن ما معتدل تریم پس زنده باد   " اصلاح طلبی ِ معتدل"
                                
      من او هر چند از این لیست دادن ها حمایت نمی کنه ولی  معتقد  ِ" پایداری همیشه جواب می دهد"


در شهرستان "من او" اینا

من او ملتمسانه از خدا می خواد که این امپراطوری ِ شکل گرفته توسط این روحانی اول اینو بگم که به قول شهید چمران "من قبول دارم که تقوا از تخصص مهم تر است ولی این را هم قبول دارم که کسی که بدون تخصص مسئولیتی را می پذیرد تقوا ندارد" خوب می گفتم  ازبین بره..
با اینکه  اون کاندیدایی که این دوره حتما می تونست این آرزوی "من او" را مستجاب کنه رد صلاحیت شد  و ازجدید کاندیداها هم که استغفرا...  نه بزار بگم رفته هانیه توسلی رو برداشته آورده با خودش شهر به شهر می گردونه.. یکی نیست به این آدم بگه تو که می خواستی این کارا رو کنی حداقل ترانه علیدوستی یا نگار جواهریان و می آوردی بازیشون!!! بهتره رای بهتری هم جمع می کنن.. درضمن خانم توسلی شما نباید یه خورده پرستیژ کاری داشته باشی ؟ببخشید شمارو رو چه به این حرفا پول مهم تره نه!!
از اینا که بگذریم قراره اون آقای رد صلاحیت شده از یکی دیگه به نام ف حمایت کنه که این ائتلاف میتونه این امپراطوری رو شکست بده ..    ما امیدواریم


دربوشهر
مثه این که توفیق اجباری نصیب"
من او" شده  امسال تو بوشهر رای بده ... از اون جا که من او دلش نمی خواد رایش حروم شه می گرده دنبال بهترین گزینه ..فعلن که ما کسی رو نمی شناسیم دوستان اگه گزینه ای دارن معرفی کنن به هر حال یکی از را ه ها مشورت دیگه .. چندین گزینه فعلن معرفی شده که هنوز در مرحله مقدماتیه...

درضمن اینو بگم که" من او" تو همه انتخابات هایی که تا حالا شرکت کرده فقط یه بار انتخابش اکثریت رو بدست آورده که اونم میگن امدادغیبی پشتش بوده..( گفتم که بگم که بعدش نگن چرا عمدی به کاندیدای مورد حمایت ما رای دادی که رای نیاره؟)




افزونه1

"دوست نادان به مراتب از دشمن دانا خطرناک تر است".. (فعلن ........)

یادم باشد
باهرکس به اندازه ی ظرفیتش  دوست باشم..

افزونه 2

من او امیدواره این جایزه سبب بهتر دیده شدن سینمای ایران دربین سینما دوستان جهان شود..

فقط یک نکته:
مارلون براندو، پرطرفدارترین و ستایش شده ترین بازیگر سینمای جهان است. وی دوبار جایزه اسکار گرفت ولی بار دوم به مراسم اسکار نرفت.براندو جایزه اسکار را قبول نکرد، در مراسم حاضر نشد و به جای خود یک سرخپوست را به مراسم اسکار فرستاد تا بیانیه براندو را به نفع سرخپوستان و در اعتراض به رفتار غیرانسانی هالیوود با این صاحبان اصلی سرزمین آمریکا بخواند(فیلمش نزد من او موجود است). البته اجازه داده نشد این سرخپوست تمام بیانیه را بخواند و بعد از این نیز مدیران و اهرم‌های رسانه‌ای هالیوود تا سال‌ها براندو را تحت تهاجم و فشار قرار دادند اما به‌رغم همه تبلیغات منفی هالیوود، میزان محبوبیت براندو در آمریکا و دیگر نقاط جهان افزایش یافت.
"من او" دوست داشت آقای فرهادی نسبت به ارائه ی تصویربد ازایران واسلام در هالیوود اعتراضی کندو....._ این دیگه خیلی تقاضای بزرگیه. نمی گم_ شاید باید به یکی مثه براندوبگم_...  ولی "من او" خوشحال شد که فرهادی گفت: من با افتخار این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم مى‌کنم. مردمى که به همه‌ى فرهنگ‌ها و تمدن‌ها احترام مى‌گذارند و از دشمنى کردن و کینه ورزیدن بیزارند...

                    




  افزونه 3:
     
 
به کسی رای می دهم که قول بدهد تمام خیابان ها را با تمام خاطراتش عوض کند.

                  

افزونه 4:
« این چه وضعیه ! روز انتخابات ِ ناسلامتی ، هم سرعت نت خوبه و هم همه چی باز می‌شه - مسئولین پیگیری کنن لطفا » 

افزونه 5:

 مرسی" همشهری جوان  " بردیمون تو حس و حال دوران نوجوانی!!! روزگار الکی خوش بودن ها!!!  به خاطر این نوستالژی لینکت کردم ... راستی نسبت به قدیم ترها یه خورده شلوغ شدی چرا؟          


برچسب‌ها: انتخابات
+ نوشته شده در شنبه ششم اسفند 1390ساعت 12:17 توسط sam |


دنیای این روزای "من او"


 
1.
یه مدت "من او" سرش شلوغ بود وقت نمی کرد نظارت کنه ، آقای معین و قمیشی دوتا آهنگ جدید دادن بیرون ناامید کننده . با این همه سن وسال  هنوز هم که هنوزه اگه بالای سرشون نباشی ازاین آهنگ های بووووق می خونن..


 اما رضای صادقی تو فرق داری ...مرسی  ( حس خوب)

    

مینویسم لحظه لحظه
با تو بدنامی می ارزه
میشه حتی مرگ و حس کرد و خنده زد
حسه خوبه نازنینم
از تو من عاشق ترینم
میشه با دستات پلی به آینده زد



2.

امروز فیلم "هوگو" اسکورسیزی رودیدم .برام جالب بود کارگردانی با این کلاس کاری  کلی وقتشو بزاره و اینطور جالب به دنیای کودکان بپردازه وفقط برای اونا فیلم بسازه ... البته بعدن خوندم که این فیلم رو برای دختر زن پنجمش !! ساخته که الان 12سالشه ...

توجه:

خدا اگه دخترم به آدم می ده اینجوریشو بده ... که به جای لباس و خودکارِ چندرنگ و طلا وجواهرو ... از باباش فیلم خوب بخواد . الهی آمین

                                    


3.

چند روزی بودمی خواستم کتاب "خسی درمیقات " جلال آل احمد و بخونم خیلی  هم تلاش کردم تا آخرشو برم ولی راستشو بخواین  نثرش دلمو زد گذاشتمش کنار ...به جاش به یاد قدیما " قلعه ی حیوانات" خوندم هنوزم که هنوزه خوبه...


درمزرعه حیوانات خوک ها تبدیل به آدم میشن
اگه جورج اورول زنده بود الان یه کتاب می نوشت
شهر آدم ها آدم ها توش تبدیل به گرگ می شن

افزونه 1

 شنیدم "ننه علی" پیرزنی که قبلا ازش نوشتم به رحمت خدارفته.. (کویر تایر هم پنچر میشه)


ننه ی علی  خدا رحمتت کنه در ضمن اگه بی بی گل نار منم دیدی سلامش برسون بهش بگو دلم براش تنگ شده



افزونه 2

 هی (تو)

  دنیای این روزای  (تو) چه شکلیه؟؟؟


افزونه 3

من عاشقِِ کلاس های پنج شنبه و جمعه ام...


افزونه 4:

اونایی كه عاشق نمیشن..در كل آدمای فهمیده تری هستند..

          چون میدونن كه این روزها به هر كی "بال و پر" بدی ..دم در میاره.

افزونه5

از آدم هایی که فکر می کنن ، چون دیگران از قاعده ی پذیرفته  شده در ذهن آنان پیروی نمی کنن پس موفق نیستند یا موفق نمی شوند، چندان دل خوشی ندارم. بپذیریم تو این دنیای بی درو پیکر هرکی دنبال دل مشغولی های خودشه و شاید براش مهم نباشه دیگران  اونو تو خط خودشون بدونن یا نه... مهم اینه که "او"  انسان و چه جوری قبول داره این جوری؟ یا اونجوری؟

"تو" در این  موارد چندان مهم به نظر نمی رسی... "(جهت اطلاع)


افزونه 6

بهترین فیلم خارجی‌زبان اسکار:

ستیزه‌جو (میشل. آر روسکام) (بلژیک)

پی‌نوشت (جوزف سدار) (رژیم اشغالگر قدس)

در تاریکی (آگزیسکا هولاند) (لهستان)

آقای لازار (فیلیپ فالاردو) (کانادا)

جدایی نادر از سیمین (اصغر فرهادی) (ایران)

 

پیشنهاد فراستی به فرهادی ( فیلم ..)



برچسب‌ها: دنیای این روزای
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 10:5 توسط sam |

    چقدر این روزا بده...

                                   زنده باد خودت...

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم بهمن 1390ساعت 19:55 توسط sam |

  یاد باد کودکی!!!

شما یادتون نمیاد!، پاک کن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد !

             

افزونه1:

  "کاش هنوز هم مثه اون موقع به جای دل زانوهامون زخم می شد!!!"

افزونه2

هر جا غصه دار شدی استغفار کن.استغفار امان انسان است.به این کاری نداشته باش که چرا محزون شدی.
اذیتت کرده اند؟
گناهی کرده ای؟
بعضی وجود خودشان را گناه میدانند.شما میگویی چرا من درست کار نمیکنم، او خودش را گناه میداند.محزون که شدی استغفار کن.
همانطور که وقتی خطا میکنی همه صدمه میخورند، استغفار هم که میکنی به همه نفع میرسانی.چه غم خودت چه دیگری را داری استغفار کن...                                  
                                                                                                        حاج اسماعیل دولابی




افزونه 3
                  "واقعی" امشب دور دست توئه ... نوبه ی ماهم میرسه...شب درازه و قلندر بیدار.


افزونه4


«الكساندر پروخانوف» سردبير هفته‌نامه زافترا چاپ روسيه كه اخيراً سفري به ايران داشت در مقاله‌اي تحت عنوان «ايران بمب دارد» به تشريح مشاهداتش از كشورمان پرداخت:

ايران ‌كشور ‌باشگاه‌هاي ‌شبانه ‌و ‌مراكز ‌تفريحي، ‌رستوران‌‌هاي ‌مجلل ‌و ‌بارهاي ‌استريپ تيز، ‌شهوت‌راني و ‌لذت‌پرستي ‌نيست. ‌در ‌ايران اتكاي بي حد ‌به ‌اين ‌زندگي ‌زودگذر ‌كه ‌بايستي ‌در ‌جريان ‌آن ‌لذت‌‌هاي ‌بيشتري ‌را ‌به دست آورد، ‌خريداري ‌و ‌پس‌انداز ‌كرد را ‌مشاهده ‌نمي‌كنيد. ايران، ‌كشور ‌دانشگاه‌‌ها ‌و ‌بسياري از مدارس، ‌كشور ‌كتابخانه‌‌ها ‌و ‌كرسي‌‌هاي ‌واعظين، ‌كشور ‌ملت ‌جوان ‌خوشبين ‌و ‌به دور ‌از ‌الكل ‌است، كشوري ‌كه ‌عقل ‌ملت جوان آن‌ با ‌هذيان ‌الكل ‌و ‌مِه ‌مواد ‌مخدر ‌كدر ‌نشده ‌است. ‌هنر ‌و ‌فلسفه ‌ايران، ‌رفتار ‌نيك با ‌يكديگر، ‌با طبيعت و ‌تمامي ‌جهان ‌مادي ‌و ‌معنوي ‌را ‌آموزش‌ داده، احساسات حيواني درون ‌انسان را ‌رام ‌كرده ‌و ‌ماهيت ‌باطني و ‌الهي ‌را در انسان ‌بيدار ‌مي‌كنند. * اینم بقیه اش*

افزونه5

هی (شما)!!

نمی دونم چرا منم مثه شما!! بی تابم،شب هایی که شما نمی خوابید

 منم به یاد شما!!تاصبح نمی خوابم!!!!

خوب شد حالا!!!

افزونه6 

حاشیه ی یک افتتاح:

بااجازتون از سخنرانی هاو خیر مقدم ها وکلیشه های  شروع این گونه مراسم می گذرم..  بابا پذیرایی محشر بود اصلا به مخیله ی "من او" وهیئت همراه(اقایان د.ه-ا.ت-ا.ب-ع.ب-م.د-م.خ) هم نمی گنجید که این طور تحویلمون بگیرن...( کیه ؟؟نه تموم شد، بچه ها لاینن میگن کافی میکس می خوایم نمی دونم!!! چرا امشب هرکه من و می بینه کافی میکس  می خواد!!!....) بهاری بود و بگذشت..جای همگی خالی..


اینم فکر کنم اونجابوده..

              

افزونه 7

ازاونجا که نتیجه ی تحقیقات نشان داده خیلی از مردان برای خوردن غذای خانگی زن می گیرن ... و بیم آن می رودگروهی ازمردان بایادگرفتن آشپزی قید این سنت الهی رابزنن... "من او" یه چند هفته ای خودش تک وتنها مسئول پخت وپزشده.. تا در آینده مادر بزرگ های بچه های اتاق نفرینش نکنن بگن "من او" باعث شده بچه ی ما زن نگیره....  خدا تو شاهد باش

افزونه 8:

پاشو یه لحظه بیا زیر بارون ...چرا می خندی ؟؟؟ آهان تکراریه ... نه که دیر به دیر بارون میاد آدم یادش  می ره ... بهر حال همون قبلی



برچسب‌ها: کودکی, استغفار, غذای خانگی, زن
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 20:48 توسط sam |